مهندسي مجدد فرآيند يك ابزار نافذ اما چالشي براي تغيير سازمانها به منظور بهبود ريشه اي در همه جنب ههاي عملكرد آنها مي باشد. فناورياطلاعات ٢ يك نقش مهم بعنوان محرك ٣ يا محدود كننده ٤ اجراي مهندسي ايفا مي كند. اين مقاله نقش فناوري اطلاعات را در مهندسي مجددتشريح مي كند. نقش فناوري اطلاعات در مهندسي مجدد اتوماسيون ٥ فرآيندهاي كاري نيست. فناوري اطلاعات با سوق دادن سازمان به سويمهندسي مجدد ، بعنوان يك محرك ايفاي نقش مي نمايد. فناوري اطلاعات اجازه مي دهد سازمان فرآيندهاي كسب و كار را با كارايي بيشترانجام دهد. همچنين اگر زيرساختارهاي فناوري اطلاعات در سازمان ناكافي و غيرمنعطف باشد آن مي تواند متوقف كننده مهندسي مجدد باشد.
1- امكانات زيرساختارفناوري اطلاعات شامل هر دو جنبه فني و تخصصهاي م ديريتي آن است كه خدمات فيزيكي معتبر و ارتباطات الكترونيكي گسترده را از درون و بيرون سازمان فراهم مي آورد.
واژه هاي كليدي: مهندسي مجدد فرآيند، فناوري اطلاعات، تفكرقياسي و زيرساختار
در ده پس از انقلاب صنعتي و در عصر اطلاعات رقابت به گونه اي شديد است كه چنانچهسازماني در شرايط ثابت و ايستا مانده و خود را تغيير ندهد، مطمئنًا شكست خواهد خورد . لذا برايتمام س ازمانها ضروري است كه خود را از نو سازماندهي و تعريف مجدد نمايند . متدولوژي مورداستفاده براي اين تجديد سازماندهي، مهندسي مجدد فرآيندهاي كسب و كار ٦ مي بشد. همر و چمپي ٧
مهندسي مجدد فرآيند كسب و كار به مفهوم به هم ريختن همه چيز از سر » : ۱۹۹۳ ) بيان مي كنند )در مهندسي مجدد فرآيندهاي كسب و كار همه عقايد بدست آمده در طي چندين .« خط مي باشدسال به كناري گذاشته مي شود و عقايد جديد براي انجام كسب و كار در عصر حاضر ارائه مي شود .قلب مهندي مجدد فرآيندهاي كسب و كار اعتقاد به تفكر » : همر و چمپي ( ۱۹۹۳ ) بيان مي كنندسازمانها مجبور خواهند بود قوانين و مفروضات قديمي و لايتغير خود را كه .« غيرمستمر ٨ مي باشد
مانع اجراي روشهاي جديد كسب و كار هستند شناخته و آنها را ترك كنند.
اين مقاله در مورد نقش فناوري اطلاعات در اجرا و استقرار مهندسي مجدد و اينكه آن چگونه بر شيوه هاي انجام كسب و كار در سازمان تأثير مي گذارد بحث مي كند. فناوري اطلاعات قادر است
r.noori@itsr.org.ir- 1 - پژوهشگر موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني
2 . Information Technology
3 . Enabling
4 . Constraining
5 . Automating
6 . Business Process Reengineering
7 . Hammer & Champy
8 . Discontiniuos Thinking
2- تلاشهاي مهندسي مجدد سازمان را تقويت كرده يا باعث انحراف آن شود . همچنين، اگر زيرساختارفناوري اطلاعات در سازمان ناكافي و غيرمنعطف باشد مي تواند مانع مهندسي مجدد شود . نقشي كهفناوري اطلاعات در مراحل مختلف اجراي پروژه مهندسي مجدد ايفا مي كند نيز متفاوت است . دربرخي مراحل ، فناوري اطلاعات نقش پشتيباني از تيم مهندسي مجدد دارد و در برخي مراحل بايدنقش راهنما و هدايت كنند ه داشته باشد . اين مقاله همچنين نقش آينده فناوري اطلاعات را در كسبو كار، بويژه مهندسي مجدد تشريح مي كند.
۳- تعريف مهندسي مجدد فرآيندهاي كسب و كار
مي توان چندين تعريف در مورد مهندسي مجدد در ادبيات مربوط به آن مشاهده كرد . اما همهاين تعاريف در تجديد سازماندهي و جوان سازي سازمان از طريق تغييرات ريشه اي در فرآيندهايكسب و كار مشترك هستند.
تعريف ارائه شده بوسيله همر و چمپي ( ۱۹۹۳ ) عبارتست از:
مهندسي مجدد فرآينده كسب و كار عبارت از تفكر مجدد اساسي و طراحي مجد د ريشه اي در »فرآيندهاي كسب و كار براي دستيابي به بهبود جهشي در معيارهاي اصلي سنجش عملكرد در عصرحاضر مثل هزينه، كيفيت، خدمت و سرعت، مي باشد.چرا ما اين » ؛ در تفكر مجدد و ريشه اي در مورد فرآيندهاي كسب و كار، افراد بايد سئوالي نظيربپرسند. اين كار سازمانها را قادر مي سازد كه مجددًا در مورد قوانين و «؟ كار را انجام مي دهيممفروضاتي كه مبناي انجام كار و فعاليتهاي آنها مي باشد، فكر كنند . اين امر به آنها براي شناختقوانين و مفروضات نامناسب و لايتغير و حذف آن براي طراحي مجدد كسب و كار كمك مي كند . درطول طر احي مجدد فرآيندهاي كسب وكار گام هاي اساسي بايد طي شود . مهندسي مجدد براينوسازي سازم ان است نه براي بهبود يا ارتقاي آن، به طوريكه ساخت ار ها و رويه ه اي قديمي ناديدهگرفته شوند و شيوه هاي جديد انجام كار مورد استفاده قرار گيرند . اگر سازماني نيازمند بهبودهايمحدود است فقط بايد اقدام به بهبود فرآيندها ١ و نه مهندسي مجدد نمايد . مهندسي مجدد بايد برايبهبودهاي در مقياس وسيع بكار برده شود. در مهندسي مجدد كانون توجه فرآيندها است و نه وظايف.
همروچمپي ( ۱۹۹۴ ) چند اصل را در مورد مهندسي مجدد بيان مي كنند:
۱. حول نتايج و ستاده ها سازماندهي كنيد نه وظايف.
۲. آيا آنهايي كه از ستاده فرآيند استفاده مي كنند، انجام دهنده آن نيز هستند؟
۳. كار پردازش اطلاعات را جزيي از فعاليت توليد اطلاعات واقعي كار در نظر بگيريد.
۴. با نتايج جغرافيايي پراكنده طوري برخورد كنيد انگار كه آنها متمركز هستند